تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
آنقدر منتظرم در ره عشق ...................که اگر زود بیایی دیر است ......یا مهدی
دوشنبه بیستم آبان 1387
احساس سنگینی ... ...  

شب است و غوغایی در دل من . کبوتر های دلم لانه نشین شده اند ، هوس پرواز ندارند . تو می خواهند . تو را می جویند . ناله هایم با باتو بودن غریب شده است . تنها شده ام و بی کـــــس . وجودم تو را می جوید ؛ اما نمی یابد . روحم در حصار جانم اسیر است .

نگاهم پر از هیاهوست ، هیاهوی تو را دیدن ، هیاهوی تو را احساس کردن . نفس هایم تو را زمزمه می کنند ، تپش قلبم تو را می خواند . هر جمعه اشک هایم نام تو را روی گونه هایم حک می کند . چشم هایم خسته اند از سیل اشک روان . شکوفه ها در انتظار بهار دل انگیز حقیقت و خزان غم انگیز انتظار نشسته اند . سا یه ی عشقت بر زمین افکنده شده است .

احساست می کنم اما نمی بینمت ؛

سراغت را از نسیم گرفتم گفت : می وزی ؛ از خورشید گرفتم گفت : طلوع می کنی ؛ از دریا گرفتم گفت : جاری می شوی ؛ از درخت گرفتم گفت :جوانه می زنی ؛ از همه و همه سراغت را گرفتم ،همه گفتند می آیی .

تبسمی می کنم ، اشکی می ریزم و به انتظارت می نشینم . انتظاری آبی رنگ ، آبی تر از دریای آسمان . در حسرت با تو بودن می رویم و در حسرت بی تو بودن می سوزم .

الا که راز خدایی ..................خدا کند که بیایی