تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
آنقدر منتظرم در ره عشق ...................که اگر زود بیایی دیر است ......یا مهدی
دوشنبه بیستم اسفند 1386
آرزوهای انتظار ...  

از کجا آغاز کنم این آغاز بی سرانجام را ، از کجا بنویسم تا قطره های سرازیر اشکم جاده ای غیر از گونه های غربت زده ام برای جاری شدن پیدا کند ، از کجا آغاز کنم تا وصله های بغضم این بار از هم گشوده نشوند و این بار چند روزی را در تلاطم لحظه های ناب انتظار به گفتگو با موعودش بنشیند . از چه بنویسم تا این بار قلمم رنگ و بوی خط آخر نوشتن را تجربه کند .

آرام آرام صدای پای آشنایی از آسمانها تلنگری به هوش و حواسم می زند و او را بیدار می کند . چشمان بسته ام را می گشایم تا تماشاگر رویایی باشند که سالهاست انگیزه ی زیستنم در این دنیای بی مهر و بی پروانه است . پروانه هایی که چندی است لذت با گل بودن را از دست داده اند و در حسرت ثانیه ای گفتگو با معشوقشان مانده اند . کاش جاده ی انتظار تابلویی برای نشان دادن پایان عمر انتظار و پایان مسیر داشت . هر روز شاپرک های قاصد پیام های یار را با اشتیاق به دامان پزیشان زمین می آورند ؛ اما زمین ظرفیت پذیرش حق و بار سنگین انسان شدن را هنوز ندارد .

نغمه های سرخ همه روزه با ندای عاشقانه نجوا می کنند که بیا و شب تاریک سحر کن و سکوت باد را مزین به هجاهای پر مهر موعودانه ی خود کن و دلیرانه نهال های محبوب خویش را با عشق و سرور پرورش ده و غوغایی در جهان به پا دار تا ظالمان عالمین بر خویش بمانند و خود چنگال های استبداد را در گلوی خود فرو برند و خود خویش را هلاک کنند .

قطعه گم شده ای از پــــــر پرواز کــــم است ...

یازده بار شمــردیم و یکـــی باز کــــم اســت ...

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است ....

عرق شرم زمین است که سرباز کم است ....