تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
آنقدر منتظرم در ره عشق ...................که اگر زود بیایی دیر است ......یا مهدی
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386
...  

پروردگار من :

به که ناله کنم جز تو از این غم ، از این فراق ، از این تباهی ، از این روزگار کبود رنگ بی احساس . به که پناه آرم جز تو از این بیابان تهی از عشق و دلدادگی ، از این مرداب ، از این مرده باغی که روح هیچ موجودی در رهایی از آن توانا نیست . باغ روزگار پر از کاکتوس است و روح ظریفم از حضور در آن آزرده خاطر است ؛ خارها روحم را دفتری کردند که خاطرات بی سرنجامشان را روی آن حکاکی می کنند .

پروردگار من :

امان ندارم ، شوق ندارم ، نردبان روحم روزگاران است که شکسته و بالهای امیدم سالهاست که هوس پرواز سوی تو را ندارد . راهی بسوی پرواز به سویت نمانده است . روحم محصور است در سیاهچاله ای ژرف که سرابهای بی انتها او را کور کرده است و راهی جز فریاد و ناله برای او نگذاشته است .

می خواهم فریاد بزنم ؛

می خواهم فریاد بزنم از عمق جان ، از انتهای دریچه های نور و روشنایی ، می خواهم بشکنم این جام نازک تباهی را، می خواهم فریادی بزنم که با  آن شب هاست رویاهایم را می نگارم ، می خواهم فریادی بزنم که پایه های ظلم و سیاهی بلرزد و خوف و ترس را با تمام وجود حس کنند ، می خواهم فریادی بزنم از ته دل ، فریادی که آبشار مهر خداوندی را بر زمین جاری سازد ، می خواهم از ته دل فریاد بزنم :

جاء الحق و زهق الباطل ، بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین .