تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
آنقدر منتظرم در ره عشق ...................که اگر زود بیایی دیر است ......یا مهدی
شنبه چهارم شهریور 1385
سرا پرده دل ... ...  

بسم رب السموات و الارض

 

از پرده اگر ماه پری چهره برآید

با غمزه مستانه خود جلوه گر آید

ما را دگر از هجرت او شکوه سرآید

از غیبت اگر ماه فروزنده درآید

 

ای یوسف حسن و ملاحت !

باز آی که چشم ما چون یعقوب در هجر تو سرشک غم به دامان می ریزد . دل ما کربلاست . سینه ما بقیع و چشم ما فرات . ای دادخواه خون شهیدان عشق ! ای زایر غریب گلزار بقیع ! ای نگاه حسرت تو سوار بر امواج فرات ! مژگان توایم که دل ما را ناوک مژگان تو شکافته است .

ای هستی من !

عمری است در انتظارم و بی قرار. از عشق تو چون لاله داغدارم و دل خون ای تنها بهانه رویش من . تابش آفتاب جمال توست ، اما ار آن ترسم که بهار عمر رو به خزان نهد و وصال دست ندهد .

مونس من !

عمری است در سرا پرده دل در حسرت دیدارم و از هجر تو بیمار . در بستر بیماری جز یاد تو درمانم نیست و در گوشه تمهایی جز نام تو یارم نیست .

کوچه های شهر دل را به انتظار مقدمت آذین بسته و بر آستان در نشسته ایم .

 

ما در غم هجر تو ، با دیده خونباریم

در عشق و وفاداری ، ما شهره بازاریم

تو یوسفی و ماهم ، مشتاق خریداریم

در دایره قسمت ، ما نقطه پرگاریم

 

جانان من !

گاهی به سیه روز خود می اندیشم  که چقدر از آفتاب فیض تو محرومم و گاه بر تیره روزی خود افسوس می خورم که چرا در محاق ظلمت فرو رفته و در کنج عزلت نشسته ام ، در حالی که انوار تجلی خورشید حقیقت ، آفاق را منور کرده است .

ای طاووس گلشن عقبی !

بر ما خرابه نشینان گلخن دنیا نظری انداز که کشتی امیدمان در ساحل انتظار است . ما به انتظار روزی نشسته ایم که تو بازآیی و واژه انتظار را از قاموس حیات پاک کنی ، به امید آن روز .... .

پنجشنبه دوم شهریور 1385
...  
دیر هنگامی است که شب سیاهم با روزهای تاریک آمیخته اند و تشخیص سخت است . دیگر صبح بی معنی شده بی معنی ترین واژه ؛ واژه ای بی روح که فقط با تو معنی پیدا می کند .

بیا و صبح مرا معنی کن ؛ مرا نجات ده از این هیاهو و غوغا .

بیا و رها ده جهان را از پستی و گمراهی .

موعودا ...

فردای امیدمان به توست ای ...