---
اناالمهدي، من موعود زمانم و آورنده عدل خدا. مرا بخوانيد و بخواهيد. مرا تا صبح ظهور انتظار کشيد. مرا که چون پدران روستايي با دستمالي از مهرباني به سوي شما ميآيم؛ با يک سبد انار، يک طبق سيب، و يک سينه سخن. من شما را از آرزوهاي شما ميشناسم و شما مرا از اجابتهايم. امسال، باران گرسنه خاک است. ابرها ديگر نميبارند. خورشيد به ناز نشسته است. بهار، خرمي نميکند. آيا از ياد بردهاند که شما جمعهشناسان هفته انتظاريد؟ نميدانند شما شبها خاطره مرا، در گهواره روياهاي خود ميخوابانيد؟ و روزها، زمين را با آهن اندوه ميشکافيد؟ امسال، زمين رکاب نميدهد، و گريه انتظار شما را امان. من ميآيم که هرسال، بهار آمدني است. من ميآيم که سفره شما بي نان نباشد و نان شما بيزکات نباشد و زکات شما بي اخلاص نباشد. من ميايم که هفته شما، بيجمعه نماند.
:: ::


